غزل عاشقانه "من غلام قمرم" از مولاناموضوع «غزل عاشقانه "من غلام قمرم" از مولانا» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. آخرین بررسیها نشان میدهد پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز... در ادامه با جزئیات کامل این موضوع همراه باشید. پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوا
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
سهم من از دنیا نداشتن استتنها قدم زدن در پیاده رو هافکر کردن به تنها بودنادما عوض میشن ما نمیتونیم جلوی عوض شدنشون و بگیریمفقط باید باهاشون کنار بیایم
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح

برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
بهاری دیگر ...در غروب پائیزی باغ میان زردی گلهای پژمردهباغبان پیر سر انگشت گزان است به تعجبچه غمگین می سراید حنجره باد و درختان همچنان ایستاده عریان و سر در گریبانند دگر از سرخی لاله اثری نیست دگر از
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح


برچسب:
نویسنده: نگین فلاح


برچسب:
نویسنده: نگین فلاح

برچسب:
نویسنده: نگین فلاح

برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
اگر چه دنیا به کام ما نبود
ولی جای خوبی بود
البته فقط با تو....
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
هرچی از زندگی کم تر بدونی بهتره
چون بعد میفهمی که ادما اونی که فکر می کردی نبودن
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح
یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه اوپر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح


برچسب:
نویسنده: نگین فلاح